خداوند می تواند

God Can<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

When you feel unlovable, unworthy and unclean
when you think that no one can heal you
Remember, Friend

and God Can

When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend
God Can

When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend
God Can

And when you have reached the bottom
and you think that no one can hear
remember my dear Friend
God Can

 

And when you think that no one can love
the real person deep inside of you
remember my dear Friend
God Does

گاهي در خلوت تنهاييمون وقتي بارون غم پنجره سكوت خستگيهامونو نمناك ميكنه.

وقتي طوفان بي پناهي داره از پا درمون مياره .

وقتي دلمون زير فشار سختيها به گريه پناه مي بره

                                                                

                            

شايد وسعت دريا بتونه كمي آروممون كنه

دريا

      با اون آرامش خيالي هنگامي كه فرياد دردهاش موجي ميشه وهراسون به ساحل پناه مي بره ،شايد غربت و انتظار كوير كمك كنه تنهايي خودمونو فراموش كنيم.

نگاه كوير ترانه بارون رو زمزمه ميكنه ،

                                                         

باروني كه زخمهاي كهنه و عميقشو التيام بده ،شايد دريا هيچ وقت گمشدشو پيدا نكنه

شايد كوير تا هميشه در انتظار بارون زخمهاي جديدتري رو تجربه كنه

ولي قدرتي جادويي اجازه نميده خستگي دريا و تنهايي كوير از پا درشون بياره

نيرويي كه در تلخ ترين لحظات شيريني رسيدن رو به يادشون مي ياره.

نيروي عشق

/ 177 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمو جون

//سلام سلام آي آدما، آي آدماي غرق شور// //آي آدماي تيره بين ، آي آدماي پر غرور// //حرفي براتون مي زنم از دل بعضي آدما// //از آدماي ساده دل،از آدما، بي ادا// //حرفي دارم برا شما،گوش بكنيد آي آدما// //ذره اي از خودم بگم،چه كاري دارم با شما// //مي خوايد بگم كه من كيم،خوب حواسارو جمع كنيد// //يه قدري از اين هوسا،غرور و كبرا كم كنيد// //من همونم كه هميشه،آشتي ميدادم شما رو// //من به شما ياد مي دادم،شكر و دعاي خدا رو// //مي خوايد بدونيد كه كيم؟آي آدماي رو سياه// //آي آدماي غرق زر،آي آدماي پر گناه// //آدميت اسم منه،رفيق انسانيتم// //زمونتون عوض شده،من ديگه بي امنيتم// //چشماتونو وا بكنين،ميونتون جا ندارم// //به جاي دلهاي شما سر ، روي سنگا ميذارم// //اون زمونا زمستونا،گرم مي شد وجودتون// //دلهائي كه يخ زده بود،ميومدن تا خونتون//

عمو جون

//قهقه هاتون هميشه،تا به ثريا مي رسيد// //حسود بودن تاريكيها،اشك چشامون مي چكيد// //يادتونه اون زمونا،دستها تو دست هم بودش// //واي كه روزاي باروني،چه روز با صفا بودش// //همه بيرون ميومدن،عشقا همه خدائي بود// //به!! كه ميون مجلسا،شمع و گل و پروونه بود// //واي ديگه اشكم در اومد،چقدر بگم از اون روزا// //فاصله تون رو مي بينيد،از اون روزا تا اين روزا// //حالا ديگه زمستونا،وقتي ننه سرما مي ياد// //آتيشي ها يخ مي زنن،صدا ديگه در نمي ياد// //حالا ديگه مجلس شب،پر شده از اشك چشا// //دارن به ما كف مي زنن،حسوداي همون شبا// //وقتي كه بارون مي باره،ديگه صفا گِلي مي شه// //به جاي عشقا ببينيد،شكسته هر دلي مي شه// //چشماتونو وا بكنين،دور و بر و نگاه كنين// //براي يك لحظه شده،بيايد با من صفا كنيد//

عمو جون

//آي آدما ! آدميت،رفته ز پيشتون چرا؟/// //قدري برام داد بزنين،آدميت، ... بيا بيا// //دعا كنيدكه من بيام،محبتا شروع كنيد// //همقدمي و يكدلي،مهر و صفا شروع كنيد// //واقعيت رو من ميگم،فارغ از اين و اون مي شم// //جائي رو پيدا ميكنم،آدرس بي نشون مي شم// //تا خودتون سراغ من با پاي دلهاتون بيايد// //براي رفع خستگي مرهم دردا تون بيايد//

عمو جون

ببين عمو اين شعر به اين قشنگی رو فقط برای تو و صبا نوشتم تازه هم نوشتم و فقط به شما دوتا دادم... حالا مگه چی شده تو انگار شوخی حاليت نيست ها .. برای عمو که اينقدر آدم قر و قميش نمی ياد ... اصلا بيا هر چی دلت می خواد شعر بنويس .. زنده باد مرده باد بگو ... ما که از سرمون گذشته .. تازه يه آقا اومده به اسم گردو ... خودشو ((J)) معرفي مي كنه اومده اداي تو رو در آورده .. گفتم اگه نانسي بفهمه ... حالا برو شعر عمو رو يه بار ديگه بخون ... مگه من دستم به اون ماما جونت نرسه .. حالا دختر گل منو مي زنه... هاااااا .. الهي...

maryam

سلام خوبی متن بسيار زيبايی بئود نانسی جون عزيزم من چند بار اومدم اما نتونستم نظر بدم انگار قسمت نبود تا امروز وبلاگ زيبايی داری به من هم سر بزن قربانت مريم

baran

سلام جيغولی جونم.بابا خانومی ما رفتيم شما چرا بی معرفت شدی؟؟؟؟بوسسسسسسس

nina

قصه عشق منوتوقصه اين دل وراهه..دنبال طلوع چشماتاين شب تلخ وسياهه...تو همون اب حياتی عطشی تا بينهايت...تکيه گاه خستگيها واسه اين شکسته قامت...قصه عشق منوتو قصهياس واميده..من همون شب سياهم تو شکوفه سپيده......نانسی جون جونی سلممممممممم بده من ماچ وچطورايی؟؟؟

nina

نانسی گلی من اپم ومنتظرت هستم خوشکلم ميبوسمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دوست دارم هوارتاااااااااااااااااا خيلی ماهييييييييی

mangozashteman

سلام نانس جان کجاييی همه نگران شدن خيلی قشنگ بود